منبع اصلی نوشتار زیر در این لینک قرار دارد

رویای کشور داری : ویلیام واکر و حلقه طلاییش

 

خب، قبل از این که این جناب واکر، که یکی از رویا پردازان، حامیان استقلال کشورها، و همچنین حامی سرسخت یکی شدن آمریکای مرکزی بوده رو معرفی کنم، باید بگم که سری مطالب «رویای کشورداری» رو هم خواهم نوشت. منتها درون یک موضوع خاص قرارشون نمیدم، بلکه میزارمشون توی یک «تگ» خاص، چون که این مطالب، به اندازه «نوستالژی» برای من مهم نیستند. خب، بریم سراغ مطلب اصلیمون، معرفی ویلیام واکر، و همچنین حلقه طلاییش!

ویلیام واکر کیست؟‌

ویلیام واکر، زاده ۱۸۲۴ و درگذشته ۱۸۶۰ میلادی، متولد ایالت تنسی آمریکا و در گذشته هندوراس، یک ماجراجو، وکیل و همچنین ژورنالیست (روزنامه نگار) آمریکایی بود. ویلیام، علاقه بسیار زیادی داشت تا مستعمرات انگلیسی زبان قاره آمریکا رو، با یک دیگر متحد کنه. با اینکه ۳۶ سال بیشتر زندگی نکرد، اما فرهنگ «فیلی باستر» رو پایه گذاری کرد، که در ادامه بهش خواهیم پرداخت. خیلی خوب، ویلیام واکر، در رئیس جمهور «کالیفرنیای سفلی» که امروزه با نام «باحا کالیفرنیا» یا «باخا کالیفرنیا» در کشور مکزیک قرار گرفته بوده، و قصدش این بوده که اون قسمت از مکزیک رو، به یک کشور تبدیل کنه. همچنین، مدتی بعد هم ایالت سورونای مکزیک رو تحت سلطه خودش در میاره و رئیس جمهور «جمهوری سورونا» هم میشه، اما آخرین و قشنگترین کارش، آزاد سازی نیکاراگوئه بوده. نیکاراگوئه و اکثر کشورهای آمریکای مرکزی، پس از استقلالشون از اسپانیا، به بخشی از مکزیک تبدیل شده بودن. در واقع، فقط کشور نیکاراگوئه بوده که به طور کامل، مستقل شده بوده و به رسمیت هم شناخته شده بوده!

در آخر، واکر در کشور هندوراس، توسط یک فرمانده آمریکایی، اعدام میشه. و قبر این شخص هم اکنون در کشور هندوراس قرار داره.

فیلی باستر چیست؟

فیلی باستر، یا فیلی بوستر، که گاهی فری بوتر (Freebooter) هم بهش گفته میشه، و در لاتین به شکل Filibuster نوشته میشه، یعنی «ناجی آزاد». خب، وقتی یک کشوری که با کشور دیگر، منافع مشترک داره در وضعیت بحران قرار میگیره، سایر کشورهای همسود هم به کمکش میان. اما فیلی بوستر اینطور نیست، بلکه کاملاً مستقل از دولت و گروههای سازمان یافته، به کمک انقلابی ها میره، و فرقش با سایر گروههای حامی انقلاب، جناح راستی بودنش هست. در واقع، فیلی باستر در ازای نجات اون کشور، خودش رو مالک و حاکم مشروع اونجا میدونه. این اتفاق، در آمریکای لاتین، حتی در کشورهایی مثل کوبا و ونزوئلا هم رخ داده :) .

کشوری به اسم حلقه طلائی !

نقشه فوق، «حلقه طلائی» واکر رو نشون میده. این حلقه، نه تنها آمریکای مرکزی و کاراییب، بلکه ایالات جنوبی آمریکا که با هم ائتلاف کرده بودند و ایالات موتلفه آمریکا رو پایه گذاری کرده بودند، در بر میگیره. واکر ملیت آمریکایی داشت، و تعجبی نداره که خواسته چندین گروه تجزیه طلب و رفرمیست رو با هم متحد کنه، ایالات موتلفه، جمهوری خواهان در مکزیک، استقلال طلب ها در کوبا، آنتیل، هندوراس، پاناما، نیکاراگوئه، کاستاریکا، بلیز، گواتمالا، ترینیداد و توباگو و … همشون یا تجزیه طلب بودن، یا خواهان رفرم در حکومت. البته دلایلی هم هست که ایده این کشور، احمقانه بوده، و اون هم اینه که جنوبی تر ها، یعنی مکزیک و … ، همشون عمدتاً سرخپوست، سیاهپوست، هندی تبار و … بودن، اما ایالات موتلفه، طرفدار «برتری طلبی» از لحاظ دینی و نژادی بودند (امروزه کوکلاکس کلان هم ادامه دهنده راه همین افراد هست) ، و این اتحاد، یک اتحاد کاملاً پوچ و بی معنی بوده.

در ادامه چه خواهیم خواند؟

در ادامه، باز هم سعی میکنم در مورد افرادی که سعی کردند کشورهای خودشون رو پایه گذاری کنند رو معرفی کنم و بیشتر در موردشون بنویسم :) .

موفق باشید.

منابع این گفته ها :

FacebookTwitterGoogle+Share



برچسب ها :

به سیاره لینوکس امتیاز دهید

به اين صفحه امتياز دهيد