منبع اصلی نوشتار زیر در این لینک قرار دارد

خاموش کردن مانیتور در گنوم با wayland

اگر xorg داشته باشید و بخواید با یک دستور در خط فرمان (یا شورتکات کیبورد) مانتیور رو خاموش کنید میتونید از این مطلب استفاده کنید. ربطی هم به دسکتاپی که استفاده میکنید نداره. اما در wayland این دستور کار نمیکنه، چون با ابزارهای مربوط به xorg نوشته شده.
اما در دسکتاپ گنوم که با wayland اجرا شده باشه اگر بخواید مانیتور رو خاموش کنید، این دستور میتونه به نوعی کمکتون کنه:
 busctl –user call org.gnome.Shell /org/gnome/ScreenSaver org.gnome.ScreenSaver SetActive b true
با اینکار Screen Shield گنوم ظاهر میشه و مانیتور هم خاموش میشه. میتونید این رو به یک شورتکات کیبورد هم بدید.
اگر شما راه دیگه ای بلد هستید خوشحال میشیم در قسمت نظرات با ما و بقیه دوستان به اشتراک بذارید.

ادامه مطلب

منبع اصلی نوشتار زیر در این لینک قرار دارد

خاموش کردن مانیتور در گنوم با wayland

اگر xorg داشته باشید و بخواید با یک دستور در خط فرمان (یا شورتکات کیبورد) مانتیور رو خاموش کنید میتونید از این مطلب استفاده کنید. ربطی هم به دسکتاپی که استفاده میکنید نداره. اما در wayland این دستور کار نمیکنه، چون با ابزارهای مربوط به xorg نوشته شده.
اما در دسکتاپ گنوم که با wayland اجرا شده باشه اگر بخواید مانیتور رو خاموش کنید، این دستور میتونه به نوعی کمکتون کنه:
 busctl –user call org.gnome.Shell /org/gnome/ScreenSaver org.gnome.ScreenSaver SetActive b true
با اینکار Screen Shield گنوم ظاهر میشه و مانیتور هم خاموش میشه. میتونید این رو به یک شورتکات کیبورد هم بدید.
اگر شما راه دیگه ای بلد هستید خوشحال میشیم در قسمت نظرات با ما و بقیه دوستان به اشتراک بذارید.

ادامه مطلب

منبع اصلی نوشتار زیر در این لینک قرار دارد

ترافیک نداشتن ماشین KVM

مدتی هست که دیگه از اسکریپت های فایروال خودم استفاده نمی کنم. روی Debian Base ها که ufw باب شده و روی Redhat Base ها هم Firewall-cmd استفاده می شه. برای همین نیازی نیست که از اسکریپت‌های خودم استفاده کنم. حالا همین موضوع دردسر شده و گهگاهی یادم می ره که این ابزارها rule های … ادامه خواندن ترافیک نداشتن ماشین KVM ادامه مطلب

منبع اصلی نوشتار زیر در این لینک قرار دارد

Advanced Bash-Scripting Guide

سرانجام ترجمه فارسی راهنمای آموزشی  Advanced Bash-Scripting Guide نیز به پایان رسید و اینک  اینجا در اختیار علاقمندان است. باشد که جویندگان آن را بیابند و مورد استفاده قرار بدهند و امیدوارم برایشان سودمند باشد.

همچنین نگارش pdf این ترجمه نیز از  اینجا قابل دریافت است.


ادامه مطلب

منبع اصلی نوشتار زیر در این لینک قرار دارد

یک راهنمای اسکریپت‌نویسی دیگر

سرانجام ترجمه فارسی راهنمای آموزشی  Advanced Bash-Scripting Guide نیز به پایان رسید و اینک  اینجا در اختیار علاقمندان است. باشد که جویندگان آن را بیابند و مورد استفاده قرار بدهند و امیدوارم برایشان سودمند باشد.

همچنین نگارش pdf این ترجمه نیز از  اینجا قابل دریافت است.


ادامه مطلب

منبع اصلی نوشتار زیر در این لینک قرار دارد

تغییر نام database بر روی mariadb

شاید برای شما هم پیش بیاد که بخواین که نام دیتابیس را تغییر بدید. خوب اگه از phpmyadmin استفاده می‌کنید که اون خودش براتون این کار را می کنه. ولی اگه خودتون می خواید از طریق خط فرمان این کار را انجام بدید، باید بدونید که دستوری برای این کار نداریم! پس برای انجام این … ادامه خواندن تغییر نام database بر روی mariadb ادامه مطلب

منبع اصلی نوشتار زیر در این لینک قرار دارد

استفاده از Pacemaker به عنوان Cluster Manager

در حال طراحی و انتقال سرویس به سمت کلاستر هستم. تصمیم دارم که از Pacemaker به عنوان Cluster Manager استفاده کنم. دیشب بین دوستان یه صحب کوتاه داشتم و آرش نظرش این بود که لزومی هم نداره از pacemaker و استکش نیست و استفاده مجزی از corosync کفایت می کنه و کارت را راه می … ادامه خواندن استفاده از Pacemaker به عنوان Cluster Manager ادامه مطلب

منبع اصلی نوشتار زیر در این لینک قرار دارد

به روز رسانی مطلب fetchmail

مطلب «مشکل fetchmail و offlineimap با gmail» را با راه حل های پیشنهادی دوستان در linkedin.com به روز کردم. ادامه مطلب

منبع اصلی نوشتار زیر در این لینک قرار دارد

wayland و تجربه نه چندان جالب در سطح کاربر نهایی

حتما در مورد wayland چیزهایی شنیدید. wayland چیزیه که باعث میشه شما در نهایت یک رابط گرافیکی رو ببینید. و چند سالی است که بوجود اومده و داره جای xorg رو که چندین و چند سال وجود داشته میگیره.
در این مطلب نمیخوام (و نمیتونم) از جزئیات فنی صحبت کنم. فقط از دید یک کاربر نهایی به موضوع نگاه میکنم و مشکلاتی رو که این تازه به دوران رسیده (بدون بار معنایی منفی) بوجود آورد برام مینویسم. در مورد wayland میتونید در اینترنت چیزهای زیادی پیدا کنید و بخونید.
اول از همه اینکه Gnome که دسکتاپ مورد انتخاب من هست به طور پیش فرض از wayland پشتیبانی میکنه. و کم کم افزونه هایی که برای این دسکتاپ نوشته میشه بر همین اساس نوشته میشه. پس من تصمیم گرفتم برای اینکه سیستم به روزی داشته باشم گنوم رو با wayland اجرا کنم. (موقع لاگین کردن میتونید انتخاب کنید)
در ابتدا همه چی خوبه و طبیعی به نظر میرسه. (گنوم ۳.۲۴) اما یکم که کار میکنید متوجه کمبود های این سیستم میشید.
۱- برای اینکه یک دسکتاپ و گرافیک یک پارچه داشته باشید باید همه ی برنامه هایی که اجرا میکنید از wayland پشتیبانی کنند. اما بعضی از برنامه ها، حتی برنامه های اصلی مثل فایرفاکس، کروم، و … از wayland پشتیبانی نمیکنند. بنابراین اومدن یک چیزی به نام xwayland درست کردن که برنامه هایی که با xorg کار میکنن بتونن توی محیط wayland هم کار کنن. این خودش دو دستگی بوجود میاره. مثلا وقتی میخواید پنجره اون برنامه رو resize کنید، یک مربع مشکی دور اون پنجره پدیدار میشه که تو ذوقتون میزنه.
۲- در یک باگ شناخته شده، وقتی در برنامه هایی که از چند Tab پشتیبانی میکنن، با باز شدن تب های جدید برنامه اصطلاحا focus نمیشه. یعنی چی؟ یعنی مثلا اگه شما در gedit یک فایل متنی رو باز کرده باشید و حالا رفته باشید توی فایل منیجر، یا ftp منیجر، یک فایل متنی دیگه رو باز میکنید، برنامه gedit در پس زمینه فایل رو براتون باز میکنه اما دیگه gedit نمیاد روی پنجره ها قرار بگیره. و شما مجبورید بعد از باز کردن فایل جدید خودتون به gedit سوییچ کنید. این آزار دهنده است.
۳- متاسفانه بسیاری از ابزارهای X دیگه روی wayland کار نمیکنن. مثلا xdotool. یعنی دیگه نمیشه مولتی تاچی که با libinput-gestures ایجاد کرده بودیم توی wayland داشته باشیم. چون این میومد با xdotool حرکات تاچپد رو به شورتکات های کیبورد تبدیل میکرد و ما به راحتی میتونستیم هر نوع ترکیبی که بخوایم ایجاد کنیم. (قبلا در وبلاگ معرفی کردم). ولی حالا دیگه نمیشه. یک افزونه برای گنوم ساختن که حرکات سه انگشتی رو به شورتکات های تاچپد اضافه میکنه، اما فقط دو سه تا حرکت از  پیش تعیین شده و بی فایده. و خیلی از دستورات و اسکریپتهایی که در گذشته استفاده میکردید که با اونها پنجره هاتون رو مدیریت کنید هم دیگه کار نمیکنن. چون همه ی اونها با ابزار های تحت X کار میکنن.
۴- بعد از مدتی که در محیط wayland کار میکنید، دچار lag های اعصاب خوردکنی میشه. که مجبورید logout کنید تا راحت شید. مخصوصا در فایرفاکس. این هم یک باگ شناخته شده است که هنوز راه حلی در موردش ندارند.
۵- حتی کنترل نور مانیتور هم اگر از ابزارهایی مثل xbacklight استفاده میکردید دیگه نمیشه، و باید دنبال چیزهای جایگزین بگردید.
۶- باگ شناخته شده ی بعدی اینه که در برنامه Archive گنوم، نمیتونید فایلها رو از داخل آرشیو بکشید و توی Nautilus اکسترکت کنید. یعنی drag & drop نمیشه.
و در نهایت اینکه من بعد از یک ماهی که سعی کردم این وضعیت رو تحمل کنم دیگه نتونستم و برگشتم به xorg . اما این به معنی نیست که wayland چیز بدیه. اتفاقا در فروم ها و ویکی ها از نظر فنی چیز بسیار خوبی عنوان شده. اما در فاز گذر از xorg به wayland قرار داریم و کم کم ازش عبور خواهیم کرد و در آینده نه چندان دور سیستم یکپارچه و کارامدتری خواهیم داشت.

ادامه مطلب

منبع اصلی نوشتار زیر در این لینک قرار دارد

wayland و تجربه نه چندان جالب در سطح کاربر نهایی

حتما در مورد wayland چیزهایی شنیدید. wayland چیزیه که باعث میشه شما در نهایت یک رابط گرافیکی رو ببینید. و چند سالی است که بوجود اومده و داره جای xorg رو که چندین و چند سال وجود داشته میگیره.
در این مطلب نمیخوام (و نمیتونم) از جزئیات فنی صحبت کنم. فقط از دید یک کاربر نهایی به موضوع نگاه میکنم و مشکلاتی رو که این تازه به دوران رسیده (بدون بار معنایی منفی) بوجود آورد برام مینویسم. در مورد wayland میتونید در اینترنت چیزهای زیادی پیدا کنید و بخونید.
اول از همه اینکه Gnome که دسکتاپ مورد انتخاب من هست به طور پیش فرض از wayland پشتیبانی میکنه. و کم کم افزونه هایی که برای این دسکتاپ نوشته میشه بر همین اساس نوشته میشه. پس من تصمیم گرفتم برای اینکه سیستم به روزی داشته باشم گنوم رو با wayland اجرا کنم. (موقع لاگین کردن میتونید انتخاب کنید)
در ابتدا همه چی خوبه و طبیعی به نظر میرسه. (گنوم ۳.۲۴) اما یکم که کار میکنید متوجه کمبود های این سیستم میشید.
۱- برای اینکه یک دسکتاپ و گرافیک یک پارچه داشته باشید باید همه ی برنامه هایی که اجرا میکنید از wayland پشتیبانی کنند. اما بعضی از برنامه ها، حتی برنامه های اصلی مثل فایرفاکس، کروم، و … از wayland پشتیبانی نمیکنند. بنابراین اومدن یک چیزی به نام xwayland درست کردن که برنامه هایی که با xorg کار میکنن بتونن توی محیط wayland هم کار کنن. این خودش دو دستگی بوجود میاره. مثلا وقتی میخواید پنجره اون برنامه رو resize کنید، یک مربع مشکی دور اون پنجره پدیدار میشه که تو ذوقتون میزنه.
۲- در یک باگ شناخته شده، وقتی در برنامه هایی که از چند Tab پشتیبانی میکنن، با باز شدن تب های جدید برنامه اصطلاحا focus نمیشه. یعنی چی؟ یعنی مثلا اگه شما در gedit یک فایل متنی رو باز کرده باشید و حالا رفته باشید توی فایل منیجر، یا ftp منیجر، یک فایل متنی دیگه رو باز میکنید، برنامه gedit در پس زمینه فایل رو براتون باز میکنه اما دیگه gedit نمیاد روی پنجره ها قرار بگیره. و شما مجبورید بعد از باز کردن فایل جدید خودتون به gedit سوییچ کنید. این آزار دهنده است.
۳- متاسفانه بسیاری از ابزارهای X دیگه روی wayland کار نمیکنن. مثلا xdotool. یعنی دیگه نمیشه مولتی تاچی که با libinput-gestures ایجاد کرده بودیم توی wayland داشته باشیم. چون این میومد با xdotool حرکات تاچپد رو به شورتکات های کیبورد تبدیل میکرد و ما به راحتی میتونستیم هر نوع ترکیبی که بخوایم ایجاد کنیم. (قبلا در وبلاگ معرفی کردم). ولی حالا دیگه نمیشه. یک افزونه برای گنوم ساختن که حرکات سه انگشتی رو به شورتکات های تاچپد اضافه میکنه، اما فقط دو سه تا حرکت از  پیش تعیین شده و بی فایده. و خیلی از دستورات و اسکریپتهایی که در گذشته استفاده میکردید که با اونها پنجره هاتون رو مدیریت کنید هم دیگه کار نمیکنن. چون همه ی اونها با ابزار های تحت X کار میکنن.
۴- بعد از مدتی که در محیط wayland کار میکنید، دچار lag های اعصاب خوردکنی میشه. که مجبورید logout کنید تا راحت شید. مخصوصا در فایرفاکس. این هم یک باگ شناخته شده است که هنوز راه حلی در موردش ندارند.
۵- حتی کنترل نور مانیتور هم اگر از ابزارهایی مثل xbacklight استفاده میکردید دیگه نمیشه، و باید دنبال چیزهای جایگزین بگردید.
۶- باگ شناخته شده ی بعدی اینه که در برنامه Archive گنوم، نمیتونید فایلها رو از داخل آرشیو بکشید و توی Nautilus اکسترکت کنید. یعنی drag & drop نمیشه.
و در نهایت اینکه من بعد از یک ماهی که سعی کردم این وضعیت رو تحمل کنم دیگه نتونستم و برگشتم به xorg . اما این به معنی نیست که wayland چیز بدیه. اتفاقا در فروم ها و ویکی ها از نظر فنی چیز بسیار خوبی عنوان شده. اما در فاز گذر از xorg به wayland قرار داریم و کم کم ازش عبور خواهیم کرد و در آینده نه چندان دور سیستم یکپارچه و کارامدتری خواهیم داشت.

ادامه مطلب

به سیاره لینوکس امتیاز دهید

به اين صفحه امتياز دهيد